تبليغاتX
چند راه برای آزار و اذیت معلم ها

86/09/18

۸ - ترکوندن بادکنک

   شرمنده! وبلاگ حسابی خاک گرفته! نه من آپش می کنم، نه شما سر می زنید!!!

   این کار رو شنبه ۱۰/۰۹/۸۶ (هفته ی پیش) انجام دادیم. البته نقشه لو رفت و کل مدرسه رو بوی دود دماغ های سوخته ی  ما برداشت! ولی واسه تنوع بد نبود!

   ۳ - ۲ سال پیش، Trojan تو یه فیلم کمدی می بینه که یه پسر بچه یه بادکنک می بنده به اگزوز ماشین باباش، و تا باباهه ماشین رو روشن می کنه باد کنک می ترکه و باباهه از صداش سکته ناقص می کنه و ... !

   چند هفته پیش، اینو واسه من تعریف کرد و من دیدم چون تا حالا تو مدرسه مون اجرا نشده، بد نیست امتحانش کنیم!  من (همون طور که همه تون می دونین)، بچه ی بسیار + و خجالتی و خرخون و هستم و اصلا تو این خط ها نیستم! ولی Red Code و Trojan بچه های خیلی بدی هستن و گفتن صداش خیلی ناجوره، و من هم قبول کردم!

   دیدیم مناسب ترین فرد برای ایفای نقش موش آزمایشگاهی، یکی از دبیران مردمونه که امسال هم دوباره مثل بختک افتاده به جونمون!

   روزی که امتحان کامپیوتر داشتیم، من ۲ تا بادکنک آبی پر رنگ و طوسی (این عبارت، کژتابی داشت!) و یه حلقه چسب برق بردم مدرسه ولی بدبختانه سوژه ماشینشو پشت در مدرسه پارک کرد و نیاورد تو!

   بادکنک ها دست Red Code موند تا هفته ی پیش. زنگ اول، این ۲ تا رفتن بیرون و دیدن که ماشینو آورده تو. ولی متاسفانه چند نفر تو پارکینگ می پلکیدن و کلی وقت سر این موضوع تلف شد! وقتی عاملان بازدارنده ی توطئه رفتن، Red Code خم می شه که دهنه ی اگزوز رو بکنه تو دهنه ی بادکنک. Trojan هم می ایسته جلوش که کسی نبینتش. نمی دونم از .......... Red Code بود

   الف) اسکلی        ب) بی عرضگی          پ) بدشانسی          ت)تنگی دهنه ی بادکنک

   ث)هر چهار مورد           ج)هیچکدام

   که بادکنک طوسی پاره شد! Trojan و Red Code جاشونو عوض می کنن و این بار Trojan موفق میشه بادکنک آبی رو جر بده! خلاصه چون دیگه بادکنکی نداشتیم که تیکه پاره کنن، همون بادکنک رو می کنه تو اگزوز و لاشه ی بادکنک طوسی رو گره می زنه دورش! تازه اونم فقط یه گره! به فکرشون نرسید که ۲ تا گره بزنن که خوب به اگزوز محکم شه! بعد هم با وجود اینکه من به Red Code سفارش کرده بودم که قسمت آویزون بادکنک رو بکنن تو خود اگزوز که تابلو نباشه یه چیزی بهش آویزونه، یادشون می ره این کار رو بکنن و زود بر می گردن تو کلاس.

   من ته دلم یه چیزی بود که می گفت ضایع می شیم! آخه مطمئن بودم که این اتفاق بارها و بارها تو مدارس پسرونه براش افتاده و دیگه نمی ترسه! ابدا هم به فکرشون نرسید که یه عکس از جنایت بگیرن که من بذارم تو وبلاگ!

   زنگ سوم که آقا می خواستن ما رو از پرتو های گرم محبتشون بی دریغ بذارن، Win 32 بیچاره کلاسشو می پیچونه و میاد تو حیاط که شاهد ماجرا باشه و به جای ما هم ذوق کنه (البته چون قرار بود جای ۴ نفر ذوق کنه، ما خیلی نگران بودیم که مبادا یه وقت ذوقمرگ شه!)!

   در کمال تعجب و حیرت چشمان از حدقه بیرون زده و فک روی زمین افتاده ی Win 32 ، آقا از پله ها میان بالا، یه راست میرن سراغ اگزوز ماشینشون، بسیار ریلکس بادکنک ها رو در میارن، می شینن تو ماشین و تشریف می برن  !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

   کاملا مشخصه که یه (آدم که چه عرض کنم!) موجود نخاله ی احمق جلبک بی چشم و رو ی عوضی  رفته بهش خبر داده! یعنی این ..... نمی تونسته بذاره یه بادکنک بترکه؟!

   البته ما تقریبا پیداش کردیم! Trojan و Red Code و Win 32  که ۱۰۰٪ روش مطمئن هستن ولی من ۸۰٪ ! شما پیشنهادی برای گرفتن حال این موجود دارین؟!

    پ.ن: والا من از یکی دو نفر شنیدم که دوم ها، پریروز لاستیک همین آقا رو پنچر کردن! ولی یکی دیده و رفته به معاونشون گزارش داده! معاونه هم پدری ازشون در آورده که نگو و نپرس! حالا راست و دروغش پای اونایی که تعریف کردن! ولی ایول! دمشون گرم!!! خاک بر سر اون جاسوس کثیف! بعید نیست همونی باشه که ما رو هم لو داده!

                                                                         باز نویسی شده توسط  Red Code

                                                                                   دوشنبه   ۲۶/۹/۱۳۸۶

نوشته شده توسط New Folder در 3:0 |  لینک ثابت   •