باید مثل من و Red Code تو حیاط مدرسه تون راه برید و بعد که یه ۲۰۶ خوشگل خاکستری جلوتون ویراژ داد و تو پارکینگ پارک کرد، یه حسی بهتون بگه: "وای چقدر دلم می خواست الان یه عالمه تخم مرغ داشتم، پرت می کردم به این ماشین، گند می زدم به ریخت و قیافه ش
!"
فکرمو به Red Code گفتم. موافق بود
. نمی دونم چی شد که یهویی همه چی جدی شد
! رفتیم به New Folder و Win 32 و V 0.2 و Nimda هم گفتیم و گفتن:" OK! همین امروز کارشو تموم می کنیم
!" (به جون کرمای تو باغچه مون تقصیر من نبود
!)
این شد که همون روز بعد از ظهر که استاد بزرگ -صاحب اون ماشین خوشگله
- ساعت ۵ - ۶:۳۰ واسه بچه ها کلاس اضافه گذاشته بود، یعنی همون موقعی که هیشکی هیشکی هیشکی
تو مدرسه نیس و ما با خیال راحت می تونیم هر غلطی دلمون خواست بکنیم، یعنی هر کرمی دلمون خواست بریزیم، عملیات رو انجام دادیم
.
ساعت ۱ مثل همه از مدرسه خارج شدیم
. Win 32 که رفت خونه ولی ما ۵ تا، تا ۴:۳۰ ول گشتیم و عشق و حال کردیم
! (اوی! فکر بد نکنی ها
!). بعد رفتیم ۱۰ عدد تخم مرغ خریدیم (New Folder هنوز که هنوزه معتقده اونا تخم فنچ بودن
!). یه کم که فکر کردیم، یادمون اومد روزایی که بعد از ظهر کلاس داره، دزدگیرشو روشن می ذاره. پس نمی تونیم تخم مرغا رو پرت کنیم
! باید بشکنیم و هم بزنیم. حالا مگه قاشق یه بار مصرف پیدا می شد؟ در هر مغازه ای رفتیم، نه قاشق یه بار مصرف داشت، نه چنگال یه بار مصرف، نه نی
!!! آخه نمی خواستیم از قاشقای آبدار خونه استفاده کنیم
!
برگشتیم مدرسه. طرف هنوز نیومده بود. یه کلاس خالی پیدا کردیم و V 0.2 رو فرستادیم دنبال ظرف یه بار مصرف. Red Code، نه تا از تخم مرغا رو شکوند توی ظرف و با یه خودکار بیک فدایی
، شروع کرد به هم زدن (اون ۱ دونه رو به خاطر این نگه داشتیم که New Folder اصرار داشت حتما یه زرده درسته روی ماشین باشه
!). دلم براش سوخت
! دستش تا آرنج رفت تو تخم مرغا! همه جونش تخم مرغی شد
! آخر سر هم چند تا از پوسته تخم مرغا رو خورد کرد و ریخت تو معجون چندش آور
! (با همون دست های مبارک!). اون چند تا رو هم من گفتم نگه دارن که همین جور درسته بذاریم رو سقف ماشین
!. بعد من رفتم پای تخته کلاس و دیدم یه سری پودر گچ اونجا بی کارن! خب چرا یه خدمتی به VORMZ نکنن
؟ همه رو با دست!!! جمع کردم و ریختم تو همون چیزه! یعنی معجونه! Red Code هم با همون لوله خودکاره که دیگه به طور کامل در معجون غرق شده بود
، همش زد! (الهی Nimda بمیره واسش!). البته دست منم تا آرنج گچی شد! (یکی برای من بمیره
!) ولی من ابدا حاضر نبودم دست به تخم مرغ بزنم. چه جوری بگم، نیگاشم که می کردم حالم به هم می خورد
!
بگذریم. New Folder از تمام مراحل کار عکس و فیلم مستند گرفت که از ما به یادگار بمونه
! یه نامه هم نوشتیم که بذاریم زیر برف پاک کن
. خلاصه گروه VORMZ ظرف معجون ogh آوری
رو که توسط عالیجناب Trojan پیشنهاد شده و توسط عالیجناب Red Code تهیه گردیده بود، کردن تو یه پلاستیک و با یه اسکورت ۵ نفره بردنش تو حیاط
! خلوت خلوت بود ولی متاسفانه یارو ماشینشو جلوی پنجره پارک کرده بود
! این شد که Nimda رو فرستادیم واسه نگهبانی ساختمون
و من و V 0.2 موبایل به دست ایستادیم واسه نگهبانی حیاط. قرار شد تا کوچکترین خبری شد، miss بندازیم واسه اون ۲ تا
.
New Foder و Red Code به خدا توکل کردن
و پریدن رو ماشین
! New Foder با یه حرکت پرتابی-انتحاری زیبا، کل ظرف رو خالی کرد رو شیشه جلو
! Red Code هم با باقیمانده ی معجون تو پلاستیک، آینه های بغل و زیر دستگیره های هر ۴ تا در رو اساسی تخم مرغ مالون کرد
! بعد هم New Folder دو تا عکس گرفت و نامه رو گذاشت زیر برف پاک کن
! متاسفانه از بس استرس داشت، یادش رفت زرده درسته و پوسته های درسته رو بذاره رو ماشین
!!!
گند زدن به ماشین آقا. به New Folder توصیه کرده بودم که به نیابت از من شیشه جلو رو داغون کنه، که کرد
! اصلا نمی شد کسی پشت فرمون بشینه و جلوشو ببینه! افتضاحی شده بود که حال خودمون هم داشت به هم می خورد
! V 0.2 می گفت:"الان که بیاد، خودش هم رو ماشینش استفراغ می کنه! اون وقت مجبوره مال خودش رو هم پاک کنه![]()
!"
تنها مشکل عملیات این بود که این سرایدار . . . مون، هر ۲۰ ثانیه یه بار از تو اتاقش میومد تو حیاط یه سری می زد
. نمی دونم آخه لنگ ظهری یابوشو تو حیاط گم کرده بود
؟؟؟!!! خلاصه من و V 0.2 رو بیچاره کرد ولی خوشبختانه بویی از ما جرا نبرد
! VORMZ ماهر تر از این حرفاست
!!!
ساعت ۵:۱۵ نشده بود که عملیات تموم شد و همه مون در رفتیم
. فقط Nimda موند که نتیجه رو ببینه. خیلی نفهمیده بود عکس العملش چیه
، فقط از دور دیده بود که بعد از دست زدن به دستگیره، قیافه ش یه جوری شد! (فقط یه جوری![]()
![]()
؟!). این رو هم گفت که از وقتی که رفت سراغ ماشین تا وقتی که راه افتاد که بره، حدود n ساعت طول کشید. (نه بابا
!)
فرداش که Red Code و Win 32 به صحنه ی جنایت برگشتن، سر جای ماشین، آثار تخم مرغا و پوسته ها رو دیدن و فهمیدن که یارو پوسته ها رو از رو شیشه کنده و ریخته رو زمین! (بی ادب
! مدرسه ی ما، خانه ی ما
!!!)
معلومه که حسابی حالش گرفته شده
! حیف که اطلاعات بیشتری نداریم
. از بچه هایی که می دونن خواهش می کنیم که بیان و تو قسمت نظرات، اعلام کنن!![]()
(عکس ها تو ادامه ی مطلب هستن!)
نویسنده: Trojan