سلام. من (ما) برگشتم
. اما یه جور دیگه
!
۱ - من نتونستم اون جور که باید و شاید، حال دوستان عزیز خائنم رو بگیرم
! اما بالاخره یه روزی، یه جوری، یه جایی، یه وقتی، همه می فهمیم چه کار کردیم و داریم می کنیم و باید بکنیم! من تا اون روز صبر می کنم.
۲ - این یه ماه و خورده ای تعطیلی وبلاگ خیلی هم بد نبود
! حداقل واسه امتحانات خوب بود. یعنی باعث شد فکر و ذکرم رو بذارم رو درسام. چون تا می رفتم تو فکر وبلاگ، یادم می افتاد که فعلا بسته شده و دوباره بر می گشتم سراغ درسام
!
۳ - بعد از این جریان احمقانه
(خیانت ها رو می گم) گروهمون مثل یه قدح مو برداشته ی نفیس شده!!! واسه همین از اعضای قبلی گروه می خوام اگه دوست دارن با گروه باشن، عضویت خودشونو تمدید کنن! تا آپ بعدی وقت دارین که بیاین و تو قسمت نظرات، اعلام کنید که مایل به ادامه هستید یا نه!
۴ - بشتابید، بشتابید
گروه VORMZ در دیگر مدارس نماینده فعال می پذیرد!
آخه ما دیگه کم کم باید بازنشسته بشیم
! حیفه که کسی راه ما رو ادامه نده
!
۵ - خانم ها، آقایان!
شیطنت های قابل تعریف کردن ما تمام شد ![]()
![]()
![]()
!!!
ما امسال ۲ بار بیشتر کرم نریختیم
(بادکنک و تخم مرغ). ولی پارسال یه ریز اذیت کردیم
. اصلا پارسال نفس کشیدنمون هم مایه عذاب معلم ها بود
(به بچه ها کاری نداشتیم
)!
اونایی که باقی مونده ن،
یا انقدر لوس و ننر و بی مزه اند که آدم روش نمی شه جایی تعریف کنه
(مثل شوت کردن باتری از زیر در کلاس های مختلف
)
یا ماجرای جالب و هیجان انگیزی ندارن که بشه نوشتشون
(مثل پر کردن سوراخ کلید درهای قفل شده، با خلال دندون و آدامس
)
ان شا الله، تابستون در خدمتتون هستیم
. امید واریم تو سال جدید دوباره فرصتی برای آزار واذیت معلم ها به دست بیاریم و شما رو هم مستفیض کنیم
!
پ.ن: عقده ای شدم بس که نظر ندادین! منتظرم
.