با توجه به این که با مطالب پست قبلی خیلی حال کرده بودین برآن شدیم تا باز هم از کرم ریزی هایمان برایتان سخن بگوییم
:
یه روز من کامپیوترو روشن کردم و ناگهان عکس یکی از دبیران بسیار خوش قیافه مون!!! (که مرد هم بود
) رو دیدم. یهو یه فکر توپ زد به مخم
. فتو شاپ رو باز کردم و هر بلایی که دلم خواست، سر عکس بدبخت بیچاره آوردم
. در نظر بگیرید:
مو ها مثل کاکل جوجه فر خورده٬ گوش ها قدّ شیش تا گوش فیل (که Red Code عزیز پس از مشاهده، اسم ببلی گوش میرزا روش گذاشت)، چشما دو تا دکمه، دماغ اندازه ی کدو تنبل، نیش هم تا بنا گوش باز!!! (تو این یه مورد خیلی هم فرقی نکرده بود
).
حسابی کرم هامو خالی کردم (جاتون خالی
)! بعدم با بر و بچ بردیم چاپش کردیم و در روز از پیش تعیین شده ای، به همراه یک عکس سالم، (که بتونه خودشو مقایسه کنه
!!!) لای دفترش نهادیم
(یک بدبختی کشیدیم سر تعیین این روز!،چند هفته طول کشید تا موقعیت جور شد. باید یه وقتی می بود که دفتر دبیران کاملا خالی از سر خر باشه!
). فرداش که با خود بدبختش کلاس داشتم، عکس ها رو مشاهده فرمود
!!! فکر کنم یه سکته ی ناقص زد
. دیدنی بود اون قیافه
! آخی، بیچاره
!!! دلم براش سوخت
! خوب به من چه
؟! حقیقت تلخه دیگه!! تو قیافت همین شکلیه
! غصه نخور! برو خدا رو شکر کن که بلا از این بدتر سرت نیاودیم!!!![]()
پ.ن:حیف که به دلایل امنیتی
، نمی تونیم عکس رو تو این پست بذاریم
. اگه می ذاشتیم، کف بر می شدید!!!![]()
نویسنده: Trojan