من خودم شخصا با این یکی کلی حال کردم! شما چطور؟؟؟!!!
ایده ی این کارو اول سال از یکی از بچه ها گرفتم. روز اول مهر بود. دختره یه خودکار فشاری گرفته بود دستش و به هر کی می رسید، بهش میگفت: "ببین خودکارم خراب شده
، سرش رو فشار میدم، تو نمیره! تو میتونی درستش کنی
؟" ... فشار دادن همان و برق گرفتگی همان! بعضی ها که بی جنبه بودن، جیغ می کشیدن و خودکارو پرت میکردن اونور. ولی من یکی که کلی حالیدم و نیشم تا ته باز شد...![]()
!!!
خلاصه با بر و بچ رفتیم یه دونه از همینا از لوازم تحریری نزدیک مدرسه مون خریدیم. حالا مشکل این بود که چه جوری خودکار رو بدست مقتول برسونیم که شک نبره؟ دیدیم بهترین راه اینه که یواشکی بریم تو دفتر دبیران و بذاریم لای دفترش
. خودش یه خودکار لای دفترش داشت و می دونستیم که اگه اون یکی نباشه، حتما از این استفاده می کنه
!
این مفلوک، خودکارو زنگ تفریح، تو دفتر کشف و امتحان می کنه، و این جور که عوامل نفوذی خبر رسانی کردن، نقشه ما کاملا با موفقیت اجرا می شه
. تازه، طرف کلی هم خوشش میاد و اینو رو همکاراش هم امتحان می کنه
!!!
زنگ بعدش میاد تو کلاس Red Code و خودکارو به بچه ها نشون می ده و می ذاره امتحانش کنن. ازشون می پرسه:" بچه ها این خودکار مال کیه؟". خوب طبیعتا کسی جواب نمیده. اونم هی می پرسه:" مال هیشکی نیست؟ بندازمش بیرون؟ ناراحت نمی شین؟". خنگ خدا فکر می کرده با این تهدید ما خودمونو نشون میدیم
!!! Red Code تمام مدت با نیش باز (آخه هر کار می کرده، بسته نمی شده
!) ماجرا رو تماشا می کرده. در آخر هم طرف خودکارو می ذاره تو جیبش و برمی داره واسه خودش
.